بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )

4

عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )

از گل ناپخته داشت و گفت : اى مردم مالك نفس خودتان باشيد و اموال خويش را تا مىتوانيد حفظ كنيد . آنگاه كوزهء گلين را بر آنها بنمود و گفت بر اين ظرف گلين بنگريد كه چون نگاهدارى شده و حفاظت گشته است چهار هزار سال بر آن گذشته و هنوز باقى است . [ داستان شمارهء ] : 3 ابو عبد اللّه محمد بن بابشاد بن حرام بن حمويه اهل سيراف از جمله ناخدايانى بود كه به كشور طلا مسافرت مىكردند . اين شخص كه در فن دريانوردى معروف و از مبرزين دريانوردان بشمار بود براى من چنين حكايت كرد كه در اغباب « 1 » سرنديب و در ناحيهء بزرگى كه موسوم به ( ابرير ) است شهر معظمى وجود دارد داراى بيش از سى بازار كه طول هر يك از بازارها نيم ميل است . در اين بازارها انواع پارچه‌هاى نفيس و پربها كه مشهور به پارچه غبيه است ، يافت مىشود . اين شهر در كنار رود بزرگى كه به درياى اغباب مىريزد قرار دارد . مردم اين شهر قريب ششصد بت بزرگ دارند غير از بت‌هاى كوچك . وسعت اين شهر در حدود چهار صد بريد است « 2 » . نزديك شهر كوهى است كه از زير آن چشمهء آبى جارى است . در دامنهء آن كوه درخت عظيمى از مس و روى تعبيه شده است كه داراى خارهاى درشت مانند باب زن و جوال‌دوز مىباشد . در برابر اين درخت هيكل بت بزرگى به صورت زنگى قرار دارد كه چشمان آن از زبرجد تعبيه شده است .

--> ( 1 ) - اغباب جمع غب به معناى خليج . طبق نقشهء متعلق به اين كتاب ( اغباب سرنديب ) نام ناحيه‌اى در جنوب هندوستان بوده است كه سواحل آن مجاور سواحل جزيرهء سيلان يا سرنديب است . ( 2 ) - معادل 2400 ميل